بهصلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهصلة. [ ب َ ص َ ل َ / ب ُ ص ُ ل َ ] (ع ص ) زن کوتاه بالا و سخت سپیدرنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ زن بی شرم بسیارفریاد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
بهصلة. [ ب َ ص َ ل َ ] (ع مص ) برکندن جامه از تن و درباختن آنرا بقمار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خوردن گوشت استخوان از هر طرف آن جداکرده . (منتهی الارب ). جدا کردن گوشت از طرف استخوان و خوردن آن . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ خارج کردن قوم را از مال آنها: بهصل القوم من مالهم ؛ خارج کرد قوم را از مال آنها. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).