بهرام سالکی | مثنوی گرگ نامه | ۰۴ - هر کسی با دیگ گردد همنشین
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر کسی با دیگ گردد همنشین پس، سیاهی باشد او را بر جبین گر که با کناس باشی همزبان از تو بوی عطر ناید بیگمان گر شوی همصحبت رندان مست لکه می، روی دامانت نشست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر کسی با دیگ گردد همنشین پس، سیاهی باشد او را بر جبین گر که با کناس باشی همزبان از تو بوی عطر ناید بیگمان گر شوی همصحبت رندان مست لکه می، روی دامانت نشست