فرهنگ لغت

بهرام سالکی | اشعار نو | ۱۶ - جار

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

داستان عشق را پایانی نیست. برخیز! شتاب کن. اینک، در کوچه سار بهار عشق را جار باید زد و جویبار مهر را جاری باید کرد شهر به شهر کوی به کوی دل به دل نوروز ۱۳۹۲

معنی بهرام سالکی | اشعار نو | ۱۶ - جار | فرهنگ لغت