بهار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهار کردن . [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکفته شدن گل و شکوفه . (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شکوفه دادن، غنچه کردن (متضاد: خزان رفتن)
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهار کردن . [ ب َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) شکفته شدن گل و شکوفه . (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شکوفه دادن، غنچه کردن (متضاد: خزان رفتن)