به هم خوردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(~. خُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- برخورد کردن.<BR>۲- انحلال یک حزب یا گروه...<BR>۳- بد - حال شدن.<br>واژه قبلی: به هم برآمدنواژه بعدی: به هم زدن