بنیادی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنیادی . [ ب ُ ] (ص نسبی ) اصلی . (فرهنگستان ) (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ طیفی واژهدان
بنیادین، زیربنایی، اساسی، پایهای، محوری، مرکزی، قاطع، تعیینکننده ابتدایی، مقدماتی لازم، حیاتی، اصلی، عمده، مهم ریشهای، ارگانیک، ساختاری ماهوی، فطری، ذاتی ملزوم