بنچاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ) [ تر. ] (اِ.) قباله، سند قدیمی، سند مالکیت غیررسمی. بُنْجَه هم گفته شده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ) [ تر. ] (اِ.) قباله، سند قدیمی، سند مالکیت غیررسمی. بُنْجَه هم گفته شده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنچاق . [ ب ُ ] (ترکی، اِ) قباله . سند ملک . ◄ سند (در تداول دفاتر رسمی ). سندی که بموجب آن معامله ای رسمی انجام گرفته و سندی که نشان دهنده ٔ انجام معامله ای است . و آن جز سند مالکیت است .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی