بنو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنو. [ ب َ ] (ع اِ) ج ِ ابن . پسران و اخلاف . (ناظم الاطباء).
بنو. [ب َ ] (اِ) خرمن هر چیز را گویند اعم از گندم و جو وکاه و غیر آن . (برهان ) (آنندراج ). خرمن و غله ٔ دروکرده ٔ توده نموده . (ناظم الاطباء). رجوع به بنوه شود.