فرهنگ لغت

بنود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بنود. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : انتقام خشم از چشم زخم گذشته بر اجابت باعث آمد به احتشاد جنود و عقد بنود. (جهانگشای جوینی ). رجوع به بند شود.

معنی بنود | فرهنگ لغت