بنمودن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومبنمودن . [ ب ِ دَ ] (مص ) رجوع به نمودن شود.واژه قبلی: بنمعلاواژه بعدی: بنمین