بنزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنزن . [ ب َ زِ ] (اِ) مایعی بی رنگ و با بوی تند مخصوص، کمی سبکتراز آب که در ٨٠/١ درجه ٔ صدبخشی بجوش می آید. و در ٥/٤٨ درجه ٔ صدبخشی متبلور میشود. بسیار فرار و سریعالاشتعال است . بنزن را نباید با بنزین که یکی از مشتقات نفت است و مخلوطی از ئیدروکربورهای مختلفه میباشد، اشتباه کرد. فرمول شیمیایی بنزن C٦H٦ است و عملاً آنرااز تقطیر تدریجی قطران زغال سنگ بدست می آورند. با شعله ٔ دوددار میسوزد. در آب حل نمیشود، ولی حلال بسیار خوبی است . بعضی از اجسام ساده (ید، گوگرد، فسفر) و بسیاری از مواد آلی (روغنها، مواد چرب قطرانها، کائوچو، رزینها) را حل میکند. در ساختن رنگها، مواد منفجره، مواد معطر و لاکها بکار میرود. بجهت ترکیبات متعددی که از آن بدست می آید از قبیل اسیدفنیک، اسیدپیکریک، آنیلین، نیتروبنزن در صنعت اهمیت بسیار دارد. بنزن در سال ١٨٢٥ م . توسط میکائیل فاراده کشف شد و او آنرا «بیکربورئیدرژن » نامید. هشت سال بعد میچرلیش این ماده را در محصولات تقطیر اسیدبنزوئیک بدست آورد و نام بنزن بر آن نهاد ولی نام بنزول که لیبیگ وضع کرد جای آنرا گرفت . اوگوست ککوله در نتیجه ٔ تحقیقات خود در فرمول ساختمانی بنزن در١٨٦٥ م . به فرمول مسدسی (حلقه های بنزن ) با بندهای ساده و مضاعف متناوب بین اتمهای کربن قائل شد. بنزن ساده ترین و سرسلسله ٔ ترکیبات آلی معروف به ئیدروکربورهای حلقوی یا معطر است . (از دائرة المعارف فارسی ).