بندویه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندویه . [ ب َ ی َ ] (اِخ ) بندوی : و او را دو خال بود [ اپرویز ]، یکی بندویه نام و دیگر بسطام نام . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٠٠). و بندها بندویةبن سنفاد خال کسری پرویز بنا کرده است . (تاریخ قم ص ٧٤).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندویه . [ ب َ ی َ ] (اِخ ) بندوی : و او را دو خال بود [ اپرویز ]، یکی بندویه نام و دیگر بسطام نام . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٠٠). و بندها بندویةبن سنفاد خال کسری پرویز بنا کرده است . (تاریخ قم ص ٧٤).