بندهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندهی . [ ب َ دِ ] (ص نسبی ) پنج دیه . فنج دیه . در نواحی مروالرود خراسان که نسبت است به پنج دیه از اعمال مروالرود خراسان . (یادداشت بخط مؤلف ).
بندهی . [ ب َ دِ ] (اِخ ) رجوع به ابوسعید محمدبن عبدالرحمن مسعودی بندهی شود.