بنده پرور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنده پرور. [ ب َ دَ / دِ پ َرْ وَ ] (نف مرکب ) کسی که رعایت زیردستان خود را می نماید. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ فارسی معین ). بنده نواز : یمین دول شاه محمود غازی امین ملل خسرو بنده پرور. فرخی . یقین دانم همی کاین بندگان را خداوندیست یار و بنده پرور. ناصرخسرو. مبداء انعام و احسان بنده پرور منعمی در حق هر بنده ای یک مبدی و صد ره معید. سوزنی . به روز چند که مانده است بنده پرور باش که من بسالی روزی بعمر خرسندم . سوزنی . از آنم که بر سر نبشتی ز پیش نه کم کردی ای بنده پرور نه بیش . سعدی . دادار غیب دان و خداوند آسمان خلاق بنده پرور و رزاق رهنما. سعدی . گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آمد. حافظ.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی