بندنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندنده . [ ب َ دَ دَ / دِ ] (نف ) بندکننده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (ن مف ) در بیت زیر ظاهراً بسته و زنجیری معنی میدهد : گفت که دیوانه نه ای، لایق این خانه نه ای رفتم و دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندنده . [ ب َ دَ دَ / دِ ] (نف ) بندکننده . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ (ن مف ) در بیت زیر ظاهراً بسته و زنجیری معنی میدهد : گفت که دیوانه نه ای، لایق این خانه نه ای رفتم و دیوانه شدم، سلسله بندنده شدم . مولوی .