بندقیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندقیة. [ ب ُ دُ قی ی َ ] (ع اِ) توپ . ◄ پیشتو. (ناظم الاطباء). رجوع به بندق شود. ◄ درهمی است بنام رکن الدین میبرس البندقداری الصالحی النجمی . در مصر شایع بوده است . رجوع به النقود صص ٦٢ - ٨٣ و صص ١٦٩ - ١٨٢ شود.