بندرگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (اِمر.)<BR>۱- بندر.<BR>۲- لنگرگاه کشتی در کنار دریا.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (اِمر.) ۱- بندر. ۲- لنگرگاه کشتی در کنار دریا.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندرگاه . [ ب َ دَ ] (اِخ ) بندری از دهستان حومه است که در بخش مرکزی شهرستان بوشهر واقع است . و ٢٦٦ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
بندرگاه . [ ب َ دَ ] (اِ مرکب ) لنگرگاه کشتی در کنار دریا. (فرهنگ فارسی معین ). بندر. (ناظم الاطباء). پهنه ای از آب در کنار ساحل که دارای عمق کافی برای ورود کشتیها است و موقعیت آن (اعم از طبیعی یا مصنوعی ) نسبت به اوضاع ساحلی چنان است که کشتیها را ازباد امواج و جریانهای محلی محفوظ میدارد. بندرگاههای بزرگ، با باراندازها، اسکله ها، لنگرگاهها و تعمیرگاهها مجهزند. (دایرة المعارف فارسی ). ◄ بازار. ◄ معبر و گذرگاه . (ناظم الاطباء).
بندرگاه . [ ب َ دَ ] (اِخ ) دهی است جزودهستان طارم علیا بخش سیروان شهرستان زنجان و دارای ١١٣ تن سکنه است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی