بندخانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بندخانه . [ ب َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) زندان که ترجمه ٔ سجن است . (آنندراج ). بندی خانه . زندان . محبس . (فرهنگ فارسی معین ) (از ناظم الاطباء) : وحشی نداشت پای گریز از کمند عشق او را به بندخانه ٔ هجران گذاشتیم . صائب (از آنندراج ).