بند کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند کشیدن . [ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) تکه و بند ازار را در نیفه ٔ شلوار و جز آن جای دادن . ◄ پر کردن فاصله ٔ میان دو آجر از گچ . ◄ زندان را تحمل کردن . در بند و اسارت بودن : بی هیچ گنه چونکه در این دار بماندی بی هیچ گنه بند کشیدن دشوار است . ناصرخسرو (دیوان چ تقوی ص ٥٥).