بند و بست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند و بست . [ ب َ دُ ب َ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) آنچه از آهن وجامه و جز آن را بهم بندند. (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ بند و بست بودن ؛ بسته بودن .مقفل بودن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مجازاً توطئه . ساخت و پاخت . (فرهنگ فارسی معین ).ساختن دو کس با یکدیگر بضرر دیگری . ساخت و پاخت و تبانی . ◄ قرارداد (باج و خراج ). (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ ترتیب . انتظام . ضبط و ربط. (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). ◄ استواری . (ناظم الاطباء). استواری . محکمی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ تدبیر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ آراستگی . (ناظم الاطباء).