بند ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند ساختن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) گرفتار کردن . پای بند ساختن : بر آن دل شد که لعبی چند سازد بگیرد شاه نو را بند سازد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند ساختن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) گرفتار کردن . پای بند ساختن : بر آن دل شد که لعبی چند سازد بگیرد شاه نو را بند سازد. نظامی .