بند امیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بند امیر.[ ب َ دِ اَ ] (اِخ ) بندی است در حوالی شیراز که درزمان عضدالدوله دیلمی امیر نام شخصی به امر او ساخت و بعضی گویند مرد مسافری امیر نام به اراده ٔ خود این بند را بست . (برهان ) (آنندراج ). بندی است در حوالی شیراز که در زمان عضدالدوله دیلمی ساخته شده (٣٣٧ -٣٧٣ هَ . ق .) برای مشروب کردن اراضی کربال علیا و سفلی بنا شده و بنا بگفته ٔ نویسندگان آن دوره با سنگ و سرب بهم متصل گردیده و در آن محل سیصد چرخ ساخته بودند که هر یک آسیایی را بحرکت درمیاورده است و خود سطح آب را بالا برده مخزن وسیعی تشکیل میداده است و آب برای هنگام خشکی ذخیره میشده . این سد چند مرتبه خراب شده و آنرا تعمیر کرده اند. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فرهنگ رشیدی و انجمن آرا و نزهة القلوب شود.
بند امیر. [ ب َ دِ اَ ] (اِخ ) دهی از بخش خرقان شهرستان ساوه که ٤٨٦ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١).
بند امیر. [ ب َ دِ اَ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان کربال که در بخش زرقان شهرستان شیراز واقع است . دارای ١١٦٠ تن سکنه است . در این قصبه سد و پلی از بناهای امیر عضدالدوله دیلمی موجود است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).