بنجل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنجل . [ ب ُ ج ُ ] (ص ) در تداول عوام، قسمت کم و بد باقیمانده از چیزی بسیار. آنچه از مالهای بد که در دکان مانده و بفروش نمیرود. اشیاء بی فائده و خراب . باقیمانده و برجای مانده . بد و پست از چیزها یا چیزی . ته مانده های بد چیزها. ردی از جنسی . نفایه . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). ♦ بنجل آب کردن ؛ چیزهای بی مصرف را بفروش رسانیدن .چیز بی مصرف و نامرغوب و بی ارز را بفروش رسانیدن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).