بناور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ وَ) (ص.)<BR>۱- هر چیز ریشه دار.<BR>۲- عمیق، گود.<BR>۳- دُمل بزرگ و سخت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ وَ) (ص.) ۱- هر چیز ریشه دار. ۲- عمیق، گود. ۳- دُمل بزرگ و سخت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بناور. [ ب ُ وَ ] (ص مرکب ) هر چیز با ته و ریشه . ◄ هرچیز عمیق و ژرف . (ناظم الاطباء).
بناور. [ ب ُ وَ ] (اِ) دمل . (الابنیه عن حقایق الادویه ). دنبل که بعربی دمل گویند. (شرفنامه ٔ منیری ). بمعنی دُمّل است که دمبل و دنبل هم گویند. (فرهنگ شعوری ). دمل بزرگ باشد که بر بدن برآید و بعربی حبن خوانند. (مجمع الفرس ) (برهان ). دمبل بزرگ . (انجمن آرای ناصری ). دنبل . (زمخشری ). در برهان بفتح اول ضبط شده و گوید بضم اول هم آمده است . (برهان ).