بنادق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بنادق . [ ب َ دِ ] (ع اِ) ج ِ بُندُق .گلوله ٔ گلین و مانند آن که می اندازند. یکی آن بندقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ هرچیز گلوله مانند : قولنج راستینی پنج نوع است یکی آنکه ثفل در روده ها خشک گردد و بنادق شود برسان پشک اشتر. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (از یادداشت مرحوم دهخدا).