بمب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بمب .[ ب ُ ] (فرانسوی، اِ) محفظه ای مخروطی یا استوانه ای شکل که درون آن مواد منفجره ریزند و به چاشنی مجهز کنند و گاه بوسیله ٔ هواپیما به زمین پرتاب می کنند تا بر اثر اصابت به زمین منفجر شود. و گاه بوسیله ٔ الکتریسیته یا فتیله ٔ آلوده به ماده ٔ قابل اشتعال و وسایل دیگر در روی زمین منفجر سازند و آن را انواع باشد. ♦ بمب اتمی ؛ بمبی که نیروی انفجاریش مربوط به نیروی ذخیره ای مرکزی اتم است . نیروی تخریب این بمب از بمبهای معمولی بسیار بیشتراست و یکی از آنها کافی است شهری را ویران و ساکنانش را نابود سازد. (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بمب ئیدروژنی ؛ نوعی بمب اتمی . بمبی که نیروی انفجاریش مربوط به نیروی ذخیره ای مرکزی اتم ئیدروژن است . نیروی انفجار و تخریب این بمب از بمب اتمی بیشتر است . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ بمب دستی ؛ نارنجک دستی . از نوع بمب های ضربتی است که چون آن را با دست پرتاب کنند بمجرد برخورد به هدف منفجر میشود. ♦ بمب ساعتی ؛ بمبی است که چاشنی آن را طوری تنظیم کنند که در زمان معینی احتراق و انفجارحاصل شود.