بلکنجک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلکنجک . [ ب ُ ک َ ج َ ] (ص ) طرفه . (لغت فرس اسدی ). هرچیز عجیب و غریب و طرفه که دیدنش مردم را به خنده آورد. (از برهان ). بلگنجک . بولکنجک . بولنجک : ای قامت تو بصورت کاونجک هستی تو به چشم مردمان بلکنجک . شهید. ای شاعرک بقد کاونجک بیهوده درائی و سخن بلکنجک . منجیک .