بلون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلون . [ ب ُ ] (اِ) بنده، برابر آزاد. (از برهان ). عبد. مملوک . رق . بنده . مقابل آزاد. و ظاهراً در این بیت محمدبن وصیف سجزی این کلمه آمده است در مدح یعقوب بن لیث صفاری : ای امیری که امیران جهان خاصه و عام بنده و چاکر و مولات و بلونند و غلام . (یادداشت مرحوم دهخدا). صاحبا در سر کلک تو نهاده ست خدا بهمه حال همه خلق جهان را روزی منعم و مفلس و آزاد و بلون ... نزاری .
بلون . [ ب َ ] (اِ) دستمال و رومال . ◄ گلوبند. ◄ تسبیح . ◄ راه و طریق . (ناظم الاطباء).