بلول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلول . [ ب ُ ] (ع مص ) نجات یافتن و رستگار شدن . (منتهی الارب ). ◄ درآویختن . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). بلالة. بلل . ◄ سرد و نمناک شدن باد. (منتهی الارب ). وزیدن باد سرد همراه رطوبت . (از اقرب الموارد). ◄ به شدن از بیماری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). از بیماری به شدن . (المصادر زوزنی ). بَل ّ. بَلَل . ◄ بلْک اﷲ ابنایا بابن ؛ خدای تعالی ترا فرزند روزی فرمایاد. ◄ تخم ریزی کردن زمین را. ◄ رفتن و سیر کردن درزمین . (منتهی الارب ). و رجوع به بَل ّ و بَلَل شود.
بلول . [ ب ُ / ب ِ ] (ع اِ) بقیه ٔ مودت . (منتهی الارب ). بُلّة. رجوع به بلة شود. ◄ طویته علی بلوله و بلولته . رجوع به بلولة شود.