فرهنگ لغت

بلولة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلولة. [ ب ُ لو ل َ ] (ع اِ) حال : کیف بلولتک ؛ حالت چگونه است . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد از قاموس ). ◄ طویته علی بلولته و بلوله ؛ او را تحمل کردم با وجود عیب و بدی که در او بود. (از ذیل اقرب الموارد).

معنی بلولة | فرهنگ لغت