بلوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلوری . [ ب ُ ] (ص نسبی ) منسوب به بلور. بلورین . رجوع به بلور شود. ◄ به رنگ بلور. ◄ سخت سپید. سخت پاکیزه و بی آمیغ: یخ بلوری . (یادداشت مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلوری . [ ب ُ ] (ص نسبی ) منسوب به بلور. بلورین . رجوع به بلور شود. ◄ به رنگ بلور. ◄ سخت سپید. سخت پاکیزه و بی آمیغ: یخ بلوری . (یادداشت مرحوم دهخدا).