بلهوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلهوس . [ ب ُ هََ وَ ] (ص مرکب ) صاحب هوسهای گوناگون . دارای هوس های نو در زمانهای مختلف . متلون . دمدمی . (یادداشت مرحوم دهخدا).بوالهوس . و رجوع به بُل و بوالهوس شود : بلهوسی بر سر راهی رسید جلوه کنان چارده ماهی بدید. جامی . بر چو سیم از آن چاک پیرهن منما مبادا بلهوسی آرزوی خام کند. صائب .