بلهوسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلهوسی . [ ب ُ هََ وَ ] (حامص مرکب ) بلهوس بودن . سبک رایی و گذارش وقت به آرزو و هوس بسیار. (ناظم الاطباء). و رجوع به بلهوس و بُل شود. ♦ بلهوسی داشتن ؛ آرزو و هوس بسیار داشتن . (ناظم الاطباء). ♦ بلهوسی کردن ؛ گذرانیدن وقت را به هوس و آرزوی بسیار. (ناظم الاطباء).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی