بلندین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلندین . [ ب َ ل َ ] (اِ) چوب بالایین در خانه . (برهان ) (آنندراج ). ◄ چهارچوب در خانه . (برهان ). پیرامن در بود و به زمان ما چهارچوب خوانند. (لغت فرس اسدی ). پیرامن در. (صحاح الفرس ) (اوبهی ) (شرفنامه ٔ منیری ). آستانه : در او افراشته درهای سیمین جواهرها نشانده در بلندین . شاکر بخاری . سعادت همچو دولت پادشه را بود دایم ملازم بر بلندین . معیار جمالی (از فرهنگ فارسی معین ). بَلَند. پلندین .