بلف زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ لُ. زَ دَ) [ انگ - فا. ] (مص ل.) لاف زدن، حرف تو خالی زدن، یک دستی زدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بِ لُ. زَ دَ) [ انگ - فا. ] (مص ل.) لاف زدن، حرف تو خالی زدن، یک دستی زدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلف زدن . [ بْل ُ / ب ِ ل ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) لاف زدن . چاخان کردن . توپ زدن . دروغ گفتن . یک دستی زدن . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بلف شود.