بلغت الحلقوم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلغت الحلقوم . [ ب َ ل َ غ َ تِل ْ ح ُ ] (ع جمله ٔ فعلی )رسید به حلقوم . کنایه از پر خوردن و بسیار خوردن . ♦ تا بلغت الحلقوم خوردن ؛ و آن مأخوذ از آیه ای از قرآن کریم است : و تجعلون رزقکم أنکم تکذبون فلو لا اذا بلغت الحلقوم و أنتم حینئذ تنظرون . (قرآن ٨٣/٥٦)؛ و روزیتان را میگردانید که شما تکذیب می کنید، پس چرا وقتی به حنجره میرسد، و شما در آن وقت می نگرید. (از فرهنگ فارسی معین ).