بلعک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلعک . [ ب َ ع َ ] (ع ص، اِ) ناقه ٔ سست گوشت یا کلانسال یا فربه رام . (منتهی الارب ) (از ذیل اقرب الموارد). ◄ ناقه ٔ آبستن . (منتهی الارب ). ◄ مرد کندخاطر ناکس حقیر. (منتهی الارب ). شخص بلید. (از ذیل اقرب الموارد). ◄ نوعی از بهترین خرمای عمان . (منتهی الارب ). نوعی از خرما. (از ذیل اقرب الموارد). بلعق . و رجوع به بلعق شود.