بلس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلس . [ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) خاکستر قِلی ̍ و پتاس . (از ذیل اقرب الموارد).
بلس . [ ب َ ل َ ] (اِ) پلت، که گیاهی است . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به پلت شود.
بلس . [ ب ُ ل ُ ] (ع اِ) ج ِ بَلاس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و در دعای مردم است که گویند أرانیک اﷲ علی البلس ؛ و آن غراره ها باشد از پلاس آکنده از کاه، کسی را که عقوبت کنند بر آن اشتهار کنند و ندا فرمایند. (منتهی الارب ). رجوع به بلاس شود.