بلت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بلت . [ ب َ ] (ع مص ) بریدن . (از منتهی الارب ) (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). قطع کردن . (از اقرب الموارد). ◄ قطعشدن . (از اقرب الموارد). بَلَت . و رجوع به بَلَت شود. ◄ (اِخ ) از اعلام است . (منتهی الارب ).
بلت . [ ب َ ل َ ] (ع مص ) بریده گردیدن . بریده گردیدن از کلام . (از منتهی الارب ). بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ). قطع شدن . (از اقرب الموارد). و رجوع به بَلْت شود.
بلت . [ ب ِ ل ُ ] (فرانسوی، اِ) نوعی بازی با ورق . این کلمه مقتبس از نام بلو است که این بازی را کمال و رواج بخشیده است .