فرهنگ لغت

بلا

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

آزار، آسیب، آشوب، آفت، بلیه، رزیه، رنج، سختی، فاجعه، فتنه، گزند، محنت، مشقت، مصیبت آزمایش، آزمون، امتحان زرنگ، ناقلا (متضاد: پخمه) حیله‌گر، محیل (متضاد: ساده‌لوح)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بلا | فرهنگ لغت