فرهنگ لغت

بلافصل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلافصل . [ ب ِ ف َ ] (ص مرکب ) (از: ب + لا(نفی ) + فصل ) بی فاصله . بلافاصله . (فرهنگ فارسی معین ). متصل . غیرمنقطع. پیوسته . ♦ اعقاب بلافصل ؛ فرزندان مستقیم . ♦ خلیفه ٔ بلافصل ؛ خلیفه و جانشین بدون واسطه . ♦ فرزند بلافصل شخص ؛ فرزند مستقیم وی .

معنی بلافصل | فرهنگ لغت