فرهنگ لغت

بلاتصور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بلاتصور. [ ب ِ ت َ ص َوْ وُ ] (ع ق مرکب ) (از: ب + لا (نفی )+ تصور) بدون تصور. بی اندیشه . (فرهنگ فارسی معین ). ♦ تصدیق بلاتصور ؛ تصدیق و شهادتی که از روی اندیشه و فکر نباشد.

معنی بلاتصور | فرهنگ لغت