بقط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بقط. [ ب َ ] (ع اِ) قماش و متاع خانه . (ناظم الاطباء). قماش خانه . (منتهی الارب ). رخت و متاع خانه . (آنندراج ).
بقط. [ ] (ع مص ) چسباندن . متصل کردن با چسب . (دزی ج ١ ص ١٠٣).
بقط. [ ب َ ] (ع مص ) گرد آوردن کالایی را و ضبط نمودن آنرا. (ناظم الاطباء). فراهم آوردن متاع و یکجا کردن آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ تفرقه ٔ متاع، از اضداد است . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). پراکنده و متفرق نمودن چیزی را. (ناظم الاطباء). ◄ دادن به آن مرد، بستانی را برثلث و یا ربع. (ناظم الاطباء). بستان دادن بکسی بر سوم یا چهارم حصه ٔ حاصل آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).