بقشه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بقشه . [ ب ُ ش َ ] (معرب، اِ) بقجه . رجوع به بقچه و دزی ج ١ ص ١٠٣ شود.
بقشه . [ ب َ ش َ ] (معرب، اِ) سکه ای است متداول در میان مردم یمن و به نصف و ربع و ثمن بقشه تقسیم می شودو هر ده بقشه مساوی ربع ریال نمساوی (اتریشی ) یا امامی است که آن را عمادی گویند و هر چهل بقشه مساوی یک ریال امامی است . این کلمه مأخوذ از بقجه یا بقچه ٔترکی است . (از النقود ص ١٦٨). و رجوع به بقچه شود.