بقدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بقدر. [ ب ِ ق َ رِ ] (ق مرکب ) بملاحظه و به اندازه و بحسب و موافق . (ناظم الاطباء). همواره لازم الاضافه است : بقدر بردنم نه بار بر من منه بیش از کشش تیمار برمن . نظامی . ♦ بقدر احتیاج ؛ برحسب حاجت و ضرورت . (ناظم الاطباء). ♦ بقدر امکان ؛ به اندازه ای که ممکن است . (ناظم الاطباء). ♦ بقدر طاقت ؛ به اندازه ٔ طاقت و موافق طاقت . (ناظم الاطباء). بقدر توان و کشش . ♦ بقدر مراتبش ؛ برحسب درجاتش و بملاحظه ٔ قابلیتش . (ناظم الاطباء). به اندازه مراتب کسی . بنابر درجات و قابلیت و شایستگی او.
واژگان فارسی سره واژهدان
به اندازه