بقباق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بقباق . [ ب َ ] (اِخ ) فضل بن عبدالملک کوفی . کنیه اش ابوالعباس و لقبش بقباق از ثقات و اعیان فقهای حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام بود که فتاوی و احکام و مسایل حلال و حرام از ایشان اخذ میشده و طعنی درباره ٔ ایشان نرسیده است . (از ریحانة الادب ).
بقباق . [ ب َ ] (ع اِ) دهان . (ناظم الاطباء). دهن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (ص ) مرد بسیارگوی، یقال : رجل لقلاق بقباق . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).