بغیض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغیض . [ ب َ ] (ع ص ) دشمن . (ناظم الاطباء) (مؤید الفضلاء). دشمن روی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
بغیض . [ ب َ ] (اِخ ) پدر قبیله ای از قیس . (ناظم الاطباء). بغیض بن ریث بن غطفان، پدر قبیله ای است از قیس . (آنندراج ) (منتهی الارب ). ◄ یکی از اصحاب بود که آن حضرت (ص ) وی را حبیب خواند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از منتهی الارب ).