بغچه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ چِ) [ تر. ] (اِ.) = بقچه: پارچه بزرگی که در آن جامه و انواع قماش پیچند. سارغ هم گویند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ چِ) [ تر. ] (اِ.) = بقچه: پارچه بزرگی که در آن جامه و انواع قماش پیچند. سارغ هم گویند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغچه . [ ب ُ چ َ / چ ِ ] (ترکی، اِ) بوغچه . (فرهنگ نظام ). بقچه .جامه بند که معروف است این لفظ ترکی است . (غیاث ) (ازآنندراج ). بسته ای از جامه و جز آن که بستا نیز گویند. (ناظم الاطباء). پارچه ای بشکل مربع یا مستطیل که لباسها در آن نهاده بندند و مجموع آن پارچه و لباسهای در آن را بغچه بسته گویند. (فرهنگ نظام ) : مرد باشد که باو تا ندهی صد تنگه در بغل بغچه نیارد که نهد در بازار نظام قاری . ♦ بغچه باف ؛ بافنده ٔ بغچه . آنکه بغچه بافد. ♦ بغچه بافی ؛ عمل و کار و شغل بغچه باف .
واژگان فارسی سره واژهدان
جامه بند، پتیر
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی