بغرنج
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ رَ) (اِ.) مشکل، دشوار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ رَ) (اِ.) مشکل، دشوار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغرنج . [ ب ُ رَ ] (ص ) سخت . مشکل . عظیم سخت . بسیار درهم، چون معمایی صعب . پیچ در پیچ . برهم، درهم . ملتبس . پیچیده . معمایی . صاحب تعقید. معقد. مغلق . جاویده (در تکلم ). نامفهوم . نارسا. (یادداشت لغت نامه ).
واژگان فارسی سره واژهدان
سخت، درهم، پیچیده، پیچ در پیچ، بسیار سخت، بسیار درهم، برهم