بغثره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بغثره . [ ب َ ث َ رَ ] (ع مص ) بعثرة. (منتهی الارب ). رجوع به بعثرة شود. شوریده دل گردیدن . (منتهی الارب ). شوریدن دل . (آنندراج ). شوریدن دل و پلید گشتن . (ناظم الاطباء). ◄ بهیجان آمدن قوم و درهم آمیختن آنها. (از ناظم الاطباء). ◄ پریشان کردن چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ).